عید نوروز و اسلام
نوروز از دیدگاه امام صادق (ع )
علامه مجلسی در كتاب « زاد العماد » از قول معلی ابن حنیس نقل كرده كه امام صادق (ع) در فضیلت نوروز به حق خانه كعبه سوگند یاد كرده و عید نوروز را تفسیر و اهمیت آن را چنین بیان داشته اند :در عید نوروز حق تعالی در روز الست از ارواح بندگان پیمان گرفته است كه او را به یگانگی بپرستند و برای او شریكی قرار ندهند. این روز اولین روز طلوع آفتاب، اولین روز وزیدن بادها و رویش گیاهان میباشد.
آداب اسلامی نــوروز
مفاتیح الجنان شیخ قمی روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذكر كرده است كه اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد. بی آنكه اشاره ای به فضیلت این روز كرده باشد. ولی بحارالانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است. در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یكی از روایات مفصل معلی بن خنیس از نوروز را این گونه تجلیل كرده است: نوروز روزی است كه كشتی نوح بر كوه جودی قرار گرفت، روزی است كه جبرئیل بر نبی (ع) نازل شد، روزی است كه رسول اكرم (ص) علی (ع) را بر دوش كشید تا بت های قریش را از بالای كعبه رمی كند، روزی است كه نبی (ع) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت، روزی است كه برای علی (ع) از مردم بیعت گرفت (غدیر خم) روزی است كه قائم آل محمد ظهور خواهد كرد و روزی است كه امام عصر (عج) بر دجال پیروز خواهد شد.
روایت خنیس به نقل از امام صادق (ع) در مفاتیح الجنان:
فرمود: چون نوروز شود غسل كن و پاكیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوی های خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهای پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شدی، چهار ركعت نماز بگذار یعنی هر ركعت به یك سلام و در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایهاالكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو.
همان طور كه مشاهده می شود این روز نیز چون اعیاد اسلامی با غسل كردن، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی های خوش و روزه داشتن آغاز می شود، ضمن آنكه نمازی مشابه نمازهای سایر اعیاد اسلامی دارد.
نماز عید نوروز
نماز عید نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره های قدر، كافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همین طور اعمال روز عید غدیر خم وارد شده است.
از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده است می توان دریافت كه عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول بركات و آیات الهی همراه بوده است. تاكید بر قرائت سوره های كافرون، توحید، معوذتین نیز می تواند اشاره به در خواست دفع انواع شرور و بدی ها داشته باشد.
دعای عید نوروز
دعای مخصوص عید نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم (ص) و آل او و اوصیا و همه انبیا و رسولان آغاز می شود آن گاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ایشان ادامه می یابد.
در این دعا آمده است: (هذا الذی فضله و كرمته و شرفته و عظمت خطره) این فراز با اندكی جابجایی در كلمات در دعای مخصوص ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن نیز آمده است.
فراز پایانی دعای مخصوص عید نوروز : ( اللهم .... ما فقدت من شی فلا تفقدنی عونك علیه حتی لا اتكلف مالا احتاج الیه یا ذالجلال و الاكرام ) از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشده ها به میان می آید بیش از اندازه قابل توجه است زیرا، چنانكه در گزارش آیین های ایرانی خواهد آمد عید نوروز همان روزی است كه حضرت سلیمان (ع) انگشتری خویش را پس از مدتی پیدا كرده است.
منبع : http://hajismaeeli.com/article.aspx?id=834
عشق ، جوان، نماز، بندگی
همسایه آفتاب
گاهی سالهای بارانی آنقدر بهار دارد، که نیلوفرهای جوان سجاده نشین باغ یاسها می شوند .
به سمت شاخه های خشکیده ، سبزی همیشه بهار، شوق می ریزد ؛ و اگر سراغ گمشده های بهار را بگیرند نارنج در چشمهای جوانک ، جوانه می زند .
او که درهسایگی آفتاب زندگی می کند ، صبحها همراه بلبلان ترانه خوان است ؛ و شبها در مهتاب نگاه دوست، شعر بیداری می سراید .
به گاه انار چینان سرخ ، اشک گونه هایش را ملائک می چینند .
عشق را اگر بتوان هجا کرد ، وازه ربزان لبهای شاعر است .
و ...
به وقتی که پرواز بر لبه باریک اوج نشسته بود ، آسمان دید که او تا خود خدا بندگی کرد .
از جمله حكمت هاى تحریم ربا در اسلام, شركت عینى مردم در فعالیت هاى بازرگانى و تولیدى با حضور محسوس در اقتصاد واقعى است. (1) در بینش اسلام, اقتصاد ربوى, عامل گرایش به سودپرستى (2) و فراموشى كمك هاى انسان دوستانه به دیگران است, و به شكاف روزافزون زندگى ها و شكل گیرى فاصله طبقاتى و ثروت هاى افسانه اى نزد گروهى از افراد مى انجامد, و اسباب تباهى انسان ها را فراهم مىآورد, و كسان بسیارى را به تحمل ستمى فرساینده و جانكاه وامى دارد; ستمى كه جسم و روان آدمى را مىآزارد, و او را از مسیر تكامل و تعالى و زندگى درست و سازنده باز مى دارد.
2. هدایت سرمایه ها به سمت فعالیت هاى مفید
با حاكمیت فرهنگ ربا, انجام كارهاى نیك و اساسى براى پایدارى حیات اجتماعى رنگ مى بازد و به استوارسازى زیربناهاى اقتصادى توجه نمى شود. انسان, رسالت و مسوولیت مهم و بزرگ خود را در این زمینه ها از یاد مى برد و سرمایه گذارى و گردش درست دارایى ها در گردونه انحرافى و ویرانگر مى افتد و جایگاه بایسته خود را نمى یابد. آن چه سود آنى و سرشار دارد, به جاى آن چه مورد نیاز واقعى است, تولید مى شود و در نتیجه, نظام اقتصادى روندى ویرانگر مى یابد. چنین است كه قرآن, پدیده ربا را جنون سرمایه دارى مى شناساند كه حالتى نامتعادل پدید مىآورد; حالتى كه در آن, اهداف, تابع امیال نفسانى فزونخواهى است, و حركت ها سمت و سوى هدفمند (به معناى درست دینى و انسانى آن) ندارد.
3. هدایت انسان ها به سمت تعادل روحى و روانى
در آموزه هاى اسلامى, یكى از مهم ترین ویژگى هاى نظام اقتصادى ربوى, به صورت تمثیلى لطیف و پرمعنا, نمایانده شده است. رباخوار در قالب انسانى تمثل یافته كه بزرگى شكمش چون خانه و نامتناسب با دیگر اندام ها است, و توان تحرك و حیات قوامى خود را بر اثر حجم بزرگ و سنگینى شكم از دست داده است. این تمثیل بیانگر عینیت نمادین و بازگوكننده چهره واقعى جامعه اى به شمار مى رود كه در آن, ربا محور و اساس حركت هاى اقتصادى قرار گرفته است.
راه كارهاى دینى براى جریان سرمایه
روشن است كه در اندیشه دینى, توانمندى اقتصادى, اساس دیگر توانایى ها و اقدام ها است, و ركود سرمایه و اندوخته ها نیز امرى نابایست به شمار مىآید و به فقر و درماندگى مى انجامد. مال همچون خون, مایه حیات است و باید به گردش افتد و همچون خون كه به میلیاردها سلول انسان به طور منظم و حساب شده, قوام متناسب مى دهد و هر یك از سلول ها را براى انجام وظایف لازم آماده مى سازد, یكایك افراد جامعه را از توان اقتصادى بایسته براى فعالیت هاى درست و سازنده برخوردار سازد تا استعدادها و توانمندىهاى بالقوه مردم شكوفا شوند, و حاصل كوشش هر كس برگ زرینى در تاریخ زیست آدمى و اندوخته اى ارزشمند براى حیات جاودانى اش شود. دین در این جهت, رهنمودهاى فراوانى دارد كه به تناسب مقاله, به معرفى برخى از آن ها مى پردازیم:
پرداخت وام بدون بهره (قرض الحسنه) به نیازمندان و كسانى كه مشكلات مالى دارند و نیز آنان كه مى خواهند دستاوردهاى ثمربخش و ارزنده اى را عاید جامعه كنند, و همچنین پرداخت ها و كمك هاى بلاعوض, از آن جمله است. انجام فعالیت هاى اقتصادى از طریق قراردادهاى گوناگونى چون شركت, مضاربه, مزارعه, مساقات, جعاله, مصالحه, و بیع در آموزه هاى دین, قلمرو گسترده اقتصاد اسلامى را در فعالیت هاى تولیدى و بازرگانى و خدماتى مى نمایاند.
پىنوشتها
[10]. امام صادق(ع): ((فحرم الله الربا, لتفر الناس عن الحرام الى التجارات, و الى البیع و الشرإ ... خداوند ربا را حرام كرد تا مردم از حرام به كسب و كار روى آورند و به خرید و فروش بپردازند)). (ترجمه الحیاه, ج 5, ص 610)
سوال: چرا مشروبات الكلی نجس است؟
علما و مراجع در رسالههاى خود مشروبات الكلى را نجس شمردهاند، در صورتى كه الكل غالبا اشیا را ضدعفونى مىكند و بسیارى از میكروبها را از بین مىبرد؛ با این وصف، حكمت «نجس» بودن آن چیست؟
پاسخ: اصولا موضوعاتى كه در اسلام نجس و ناپاك شمرده شده، اسرار و علل گوناگون دارد:
دسته اول: چیزهایى كه ذاتا ناپاك و پلیدند و سرچشمه بسیارى از بیماریها مىباشد - مانند بول و خون و - از این جهت اسلام آنها را نجس معرفى كرده و لازم الاجتناب دانسته است.
دسته دوم: چیزهایى است كه پلیدى ظاهرى ندارد، ولى آلودگى معنوى دارند و همین امر سبب شده است كه اسلام آنها راناپاك بشمارد - مانند كفار - ممكن است كافر از نظر ظاهر پاك و تمیزباشد، ولى همان طور كه در پاسخ سوال هفده گفته خواهد شد ازآنجا كه داراى عقاید انحرافى است، روحایك نوع آلودگى دارد كه هرگز با تنظیف بدن و رعایت اصول بهداشت از بین نمىرود. اسلام براى حفظ عقاید مسلمانان آنها را ناپاك شمرده است تااز آمیزش كامل مسلمانان با آنها جلوگیرى به عمل بیاورد و در سایه آن، طهارت روحى آنان محفوظ بماند و اگر آنها را ناپاك نمىشمرد و هرگونه آمیزش با آنها را اجازه مىداد، چه بسا افراد ضعیف تحت تاثیر افكار و گفتار آنها واقع مىشدند. بعلاوه، آمیزش كامل با آنها سبب نفوذ آنان در جوامع اسلامى و گستردن برنامههاى استعمارى مىگردد، ولى آمیزش محدود با آنها بر اساس مبادلات تجارى و علمى، با توجه كامل به جلوگیرى از خطرات آنها، ممنوع نیست؛ و لذا اسلام آن را نهى نكرده است.
دسته سوم: موضوعاتى است كه این نوع پلیدیها كه گفته شد ندارند، ولى مبدا یك سلسله مفاسد اجتماعى و فردى هستند - مانند مشروبات الكلى.
درست است كه الكل اجسام را ضدعفونى مىكند، ولى آشامیدن نوشابههاى الكلى موجب مفساد بى شمارى است. اسلام به منظور جلوگیرى از این مفاسد، آن را نجس شمرده است تا بدین وسیله محدودیتهایى در آن ایجاد كند و در نتیجه مردم را از آن دور نگاه دارد.
زیرا بدیهى است كه اگر چیزى ناپاك و نجس است، یك نفر مسلمان سعى مىكند هرچه بیشتر خود را از آن دور نگاه دارد و زندگى خود را به آن آلوده نسازد و همین امر باعث مىشود كه از آن فاصله بگیرد؛ روشن است كه این تنفر و انزجار، تاثیر عمیقى در عدم آلودگى به مشروبات الكلى دارد و این خود یك نوع مبارزه جدى با مشروبات الكلى است.
پىنوشتها :
علت وضوء گرفتن بعد از استحمام چیست؟
استحمام ربطى به وضو ندارد زیرا وضو یك عمل عبادى خاص با دستورات ویژه و نیت مخصوصى است در حالى كه شستن بدن صرفاً یك عمل نظافتى است و ارتباطى با جنبههاى معنوى و عبادى و اسرار معنوى نهفته در وضو ندارد.
گرچه حكمت و فلسفه واقعى احكام الهى براى ما روشن نیست ولى آنچه از كلام معصومین (ع) و یا به كمك عقل مىتوان استفاده كرد، این است كه فلسفه وضو گرفتن فقط براى تمیز شدن ظاهر بدن نیست تا شما بگویید وقتى انسان از حمام بیرون مىآید چه نیاز به وضو دارد؟ وضو و غسل یك طهارت معنوى در روح انسان ایجاد مىكند. نماز واقعى پرواز روح و سفر معنوى انسان به كوى دوست است. ازاینرو گفتهاند الصلاة معراج المؤمن روح انسان با نماز به معراج مىرود» و همان طورى كه براى هر سفرى مقدماتى لازم است، براى این سفر هم طهارت روح شرط است و یكى از وسایل آن وضو و غسل مىباشد.
رسول خدا (ص) فرمودهاند: «هر كس نمازهاى پنجگانه را اول وقت بخواند مثل كسى است كه در هر روز پنج نوبت بدن خود را در آب رودخانه شست و شو نماید همان گونه كه در بدن هیچ آلودگى باقى نمىماند، كسى هم كه نمازها را با مقدماتش انجام دهد، روحش از گناه و آلودگى پاك مىشود
استحمام ربطى به وضو ندارد زیرا وضو یك عمل عبادى خاص با دستورات ویژه و نیت مخصوصى است در حالى كه شستن بدن صرفاً یك عمل نظافتى است و ارتباطى با جنبههاى معنوى و عبادى و اسرار معنوى نهفته در وضو ندارد.
گرچه حكمت و فلسفه واقعى احكام الهى براى ما روشن نیست ولى آنچه از كلام معصومین (ع) و یا به كمك عقل مىتوان استفاده كرد، این است كه فلسفه وضو گرفتن فقط براى تمیز شدن ظاهر بدن نیست تا شما بگویید وقتى انسان از حمام بیرون مىآید چه نیاز به وضو دارد؟ وضو و غسل یك طهارت معنوى در روح انسان ایجاد مىكند. نماز واقعى پرواز روح و سفر معنوى انسان به كوى دوست است. ازاینرو گفتهاند الصلاة معراج المؤمن روح انسان با نماز به معراج مىرود» و همان طورى كه براى هر سفرى مقدماتى لازم است، براى این سفر هم طهارت روح شرط است و یكى از وسایل آن وضو و غسل مىباشد.
رسول خدا (ص) فرمودهاند: «هر كس نمازهاى پنجگانه را اول وقت بخواند مثل كسى است كه در هر روز پنج نوبت بدن خود را در آب رودخانه شست و شو نماید همان گونه كه در بدن هیچ آلودگى باقى نمىماند، كسى هم كه نمازها را با مقدماتش انجام دهد، روحش از گناه و آلودگى پاك مىشود.
فلسفه ازدواج موقت و شرائط آن :
مسأله ازدواج موقت از نظر تئوریك كاملا پذیرفته شده، و نه تنها در اسلام بلكه برخى از متفكران بزرگ غربى، مانند راسل نیز یكى از راههاى حل مشكل ازدواج دائمى دیررس در دنیاى كنونى را، پناه بردن به ازدواج موقت مىدانند. از نظر عملى نیز در نظام جمهورى اسلامى این مسأله مقبول افتاده، لیكن دید اجتماعى در این رابطه مشتمل بر نوعى خطاست. به عبارت دیگر متعه نیز نوعى ازدواج است، بنابراین هر فرد واجد شرایط، مىتواند از شخصى كه او نیز شرایط ازدواج موقت را دارا است خواستگارى كند و براى مدتى موقت مانند چند ساله دوران تحصیل، با وى ازدواج نماید. آنچه در این جا مشكل ایجاد نموده آن است كه غالب افراد، ازدواج موقت را با كامیابى آنى اشتباه گرفتهاند و همین مسأله سبب شده كه این موضوع نتواند در جامعه ما جایگاه حقیقى خود را باز یابد.
همچنین تبلیغات سوئى كه بیش از یك قرن در جامعه ما توسط غربگرایان انجام شده تأثیر نهاده و در ضمیر مردم رخنه كرده است. به گونهاى كه گاه روابط نا مشروع با تسامح نگریسته مىشود ولى به ازدواج موقت با دیدگاه دیگرى برخورد مىشود.
براى حل این مشكلات مىبایستى تلاش فرهنگى و اجتماعى به صورت گسترده صورت پذیرد تا این جوانان از آسیب شیاطین مصون بماند.
عقد موقت یا صیغه، داراى شرایط زیر است:
1- ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم نیاز به خواندن عقد و الفاظ مخصوصه دارد و با صرف رضایت قلبى درست نمىشود.
2- فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، این است كه در عقد موقت باید مدت ذكر شود كه آیا مثلاً یك ساعت است یا ده سال.
3- مقدار مهریه هم باید در عقد موقت مشخص شود و هنگام خواندن عقد ذكر گردد.
5- اگر دختر بكرى بخواهد صیغه شود، باید با اذن پدر یا جدّ پدرى باشد كما این كه در ازدواج دائم نیز این طور است.
6- در عقد ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت، زن باید از مرد جدا شود و عده نگه دارد، مگر این كه عقد دوباره تجدید شود. و اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقیه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام مىشود. اما در عقد ازدواج دائم فقط با طلاق یا فسخ عقد منفسخ مىشود.